امتياز عليخان العرشي
146
ترجمه استناد نهج البلاغه ( فارسى )
اسناد است . اين رساله در تهران به سال 1325 با ترجمهء فارسى توسط آقاى محمد تقى دانش پژوه و با مقدمهاى بسيار مفصل و ارزنده در بارهء خاندان بابويهء قمى و افراد آن خاندان از مرحوم استاد سعيد نفيسى به چاپ رسيده است . نيز ، تهران بى تاريخ ، سربى ، بغلى ، شمس ، 88 صفحه . متن عربى كتاب جمعا 27 صفحهء وزيرى است كه شامل ابوابى كوچك و گاهى نيم سطرى است كه در باب اصناف اخوان ، حدود الاخوة ، الشفقة على الاخوة . . . اطعام الاخوان ، منفعة الاخوان ، محبة الاخوان و از همين قبيل ابواب تشكيل شده است . 78 - معارج نهج البلاغه للبيهقى ( خطى ، رامپور ) : فريد خراسان ابو الحسن على بن ابو القاسم زيد بيهقى ( ولادت 499 - فوت 565 ه . ق 1057 - 1072 م ) كه به خواهش جمال المحققين ابو القاسم على بن حسن حونقى نيشابورى معارج نهج البلاغه را ساخته و آن را در 13 ج 1 552 ه . ق 1157 م به پايان رسانيده و به كتابخانهء جلال الاسلام ملك النقباء عماد الدين ابو سليمان على بن محمد بن يحيى حسنى علون ، ارمغان داده است ، او چون مورخ هم بوده است در اين شرح روش تطبيقى و مقايسهاى اتخاذ كرده است و براى روشن شدن كلام مولا ( ع ) از سخنان بزرگان پيشين ايران گواه و شاهد آورده است ( ذريعه 14 : 115 ، 137 ، 21 : 184 - نظم و نثر نفيسى 123 - تاريخ بيهق چاپ دوم ديباچهء انگليسى ص 439 - 442 ) . يك نسخه از آن در آستان قدس رضوى هست شمارهء 2052 ( 5 : 171 ش 716 ) گفتهاند كه در كتابخانهء شيخ محمد صالح بن شيخ احمد آل طعان بحرانى قطيفى هم نسخهاى هست . بيهقى در ديباچه گفته است كه من نهج البلاغه را در ( 516 1122 م ) نزد پيشواى متقى حسن بن يعقوب احمد قارى كه او و پدرش از اديبان پارسايند خواندهام و او خود آن را از شيخ جعفر دوريستى محدث فقيه شنيده بود و من سراسر آن را از پدرم كه از همان دوريستى اجازه داشته است چنان كه نوشتهء او بر اين گواهى مىدهد شنيدهام و برخى از آن را هم از استادان خود شنيدهام و روايت من در اين كتاب از ابى الاعز محمد بن همام بغدادى شاگرد سيد رضى است كه از اخبار امير المؤمنين آگاه بوده است . و اينك آنچه را كه استاد گرانقدر آقاى دانش پژوه در بارهء اين شرح نوشته است در اينجا مى آوريم . حجت الدين فريد خراسان ابو الحسن على فرزند ابو القاسم زيد بيهقى مى گويد كه من نهج البلاغه را نزد پيشواى پارسا حسن بن يعقوب بن احمد قارى كه او و پدرش هر دو در آسمان ادب دو ماه و در بوستان پارسايى دو ميوهاند در سال 516 ه . خواندهام و نوشتهء او برايم گواه است و او آن را از شيخ جعفر دوريستى محدث دانشمند شنيده است و من هم همهء آن را از پدرم شنيدهام و او هم از همان دوريستى شنيده بود و نوشتهء او بر اين گواهى مىدهد . درست - ترين روايت در بارهء اين دفتر از ابى الاعز محمد بن همام بغدادى شاگرد رضى است كه بر سرگذشت امير مؤمنان ( ع ) آشنا بوده است . سپس بيهقى ، از اين دفتر و از امير مؤمنان و از رضى بغدادى با عبارتهاى شيوايى بسى